معلمی ازجنس پاییز

سفرنامه۲
نویسنده : محمد - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥
 

بنام خدا

 

سلام دوستان مهربان . آدینه تون بخیر

 

روز دوم

 

از اونجا که به علتی پیش بینی نشده سفرمون خلاصه شده بود قرار شد

شب را در همدان باشیمپس خیلی زود به جاده زدیم و از شهرکرد به سمت

چادگان حرکت کردیم مسیری بسیارزیبا و سرسبز که مارا به وجد آورد.             

ساعت ۹ ونیم رسیدیم شهر زیبای الیگودرز و تو یکی از پارک ها صبحونه

مون را خوردیم یادش بخیر آخرین بار سال ۷۷ اردوی علمی دانشجویی

به این شهر اومده بودیم و طی این سالها تغییرات زیادی صورت گرفته بود .

بعداز صبحانه بسمت ازنا و درود حرکت کردیم فاصله بینشون زیادنبود و نهایتا

ساعت ۱ رسیدیم بروجرد و ناهارمون را اونجا خوردیم و بعد از کمی استراحت

رفتیم سمت ملایر و ساعت ۱۵ اونجا رسیدیم و تو پارک ملت این شهر گشتی

زدیم و چند تا عکس گرفتیم و مهیای رفتن به همدان شدیم ساعت ۵ به محل

اسکانمون تو خیابون ذلفی گل رسیدیمهوای ابری و نم نم بارون صورتمون را

نوازش می داد چقدر شبیه پاییز شهر خودمون بود

بعداز دوش گرفتن سریعا رفتیم بسمت گنجنامه . زیاد شلوغ نبود . بعد از کمی

گشت و گذار سوار تله کابین شدیم واقعا اون بالا هواسرد بودو من پیش

بینیش را کرده بودم ولباس گرم آورده بودم جاتون سبز کلی خوش گذشت

شاممون را همونجا خوردیمو ساعت ۱۱برگشتیم و بعداز تماشای تی وی بخواب

رفتیم تا یک روز دیگر از سفرمون به انتهابرسه

 

ادامه داررررد...........

 

 

 


 
 
سفرنامه۱
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٤
 

بنام خدا

 

 چشمه سیاسرد

 

 

سلام به دوستان خوبم

 

 

وقتتون بخیر

 

 

بالاخره تصمیم گرفتم در مورد سفر تابستونم براتون بنویسم البته با کلی تاخیر 

که به بزرگواری خودتون ببخشید

 

روز اول

 

صبح خیلی زود از خواب بیدارشدیم و وسایل سفرمون را به ماشین انتقال دادم و ساعت ۷ صبح                                                                         

حرکتمون را شروع کردیم و بعد از گذشتن از شهرهای دالکی و کنارتخته اولین توقفمون در شهر

 

 نورآباد ممسنی بود و صبحانه را که خوردیم به مسیرمون ادامه دادیم بعد از یکساعت و نیم 

 

به شهر یاسوج رسیدیم که هوای مطبوعی داشت. اومدیم پایین استراحت کوتاهی کردیم

 

وبه سمت گندمان حرکت نمودیم جاده بسیار خلوت بود و منم با خیال راحتتر رانندگی میکردم

 

و آهنگ مرحوم پاشایی و محسن چاووشی  همدم سفر مون بود.

 

ساعت ۲ رسیدیم شهر زیبای  بروجن و درپارکی زیبا بساطمون را پهن نمودیم تو اون نزدیکی

 

یک رستوران بود رفتم اونجا و چلوکباب بختیاری گرفتم و اوردم تو پارک خوردیم و بعد از

 

نیم ساعتی استراحت رفتیم پارک جنگلی شهر بروجن که خیلی زیبا بود و جاتون خالی خیلی

 

خوش گذشت. ساعت ۴:۳۰ حرکت کردیم سمت شهرکرد و حدودای ۵و نیم  رسیدیم

 

تو این مسیر آهنگ بختیاری زیبا با صدای کورش اسدپور و مرحوم مسعود بختیاری

 

را گوش دادیم تا به نوعی خودموون را با موسیقی این شهر زیبا تطبیق بدیم

 

شهری دوست داشتنی و نه چندان شلوغ که خیلی د‌وسش دارم

 

ساعت ۶ به محل اسکانمون که رسیدیم از بس خسته بودم سریعا دوشی گرفتم کمی سرحال

 

شدم و بعد با همسرم رفتیم قدمی اون دوربرا زدیم و شامی مختصر خوردیم برگشتیم

 

اخبار شبکه ۳ را بین خواب و بیداری شنیدم و به خوابی عمیق رفتم و این پایان روز اول سفرمون

 

بود.

 

 عکس: چشمه سیاسرد بروجن