معلمی ازجنس پاییز

انگیزه
نویسنده : محمد - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۱
 

بنام خدا

 

 z6534_20110207104.jpg 

سلام دوستان خوب و مهربونم

 

شبتون بخیر

 

امسال چهاردهمین سال تدریسم را دارم تجربه می کنم.

 تو این سالها همه ی مدرسه ها را تجربه کردم. هم

 راهنمایی هم دبیرستان و هم پیش دانشگاهی.

هم پسرانه و هم دخترانه ؛ هم نمونه هم غیر انتفاعی

 و هم مدارس عادی و هم بزرگسالان و حتی تدریس در

چند منطقه ی استان را.

 

خواستم این را بگم که در طی این سالها هر چه جلوتر

 رفتم حس می کنم کیفیت کلاسها و نحوه درس خوندن

 بچه ها کلی افت کرده است.

یک نوع دلزدگی ؛ یا بهتر بگم بی انگیزگی را در بچه ها

می بینم.

این که بچه ها خودشون را مقید نمی دونند درس بخونند

 و علیرغم ارائه کلاسهای هوشمند ؛ کلاسهای تقویتی ؛

 کتابهای کمک آموزشی و برگزاری آزمونهای مختلف

و.... بازم حس می کنم بار علمی شاگردان چند سال قبل

 به مراتب بهتر ازحالاست. حتی گاهی پس از پایان تدریس

 حس می کنی تنها چیزی که برات باقی مونده فقط

خستگیست و بس.

براستی دلیل این همه افت و بی تفاوتی بچه ها چیه؟

 مگه نه اینه که در سالهای اخیر اکثر مدارس نوساز و

 مجهز به امکانات مختلف شده و کمبودهای محسوس

چند سال قبل وجود نداره.

مطالب کتب درسی بسیار خلاصه تر و محدودتر از گذشته

شده. تو خونه ها اکثر امکانات برا بچه ها فراهم است .

حتی تحصیلات معلمین نسبت به چند سال قبل بیشتر

شده بطوری که برا نمونه در دبستانها دیگه نیروی دیپلم

کار تدریس را بر عهده نداره و گاها حتی فوق لیسانسها کار

آموزش را برعهده دارند.

 

هر سال اواسط شهریور که نتایج کنکور اعلام میشه از

 مدارس آمار قبول شدگان و نوع دانشگاهی که را قبول

شدند پرس و جو میکنم. ولی متاسفانه انگشت شمار

هستند کسانی که دانشگاه سراسری اونم یک دانشگاه

 معتبر یا رشته معتبرقبول میشند. و اکثرا تو همون

دانشگاه آزاد شهرستان خودمون مشغول تحصیل

می شوند.

دانش آموز ممتاز مدرسه تیزهوشان را سوال می کنم

 رتبه ات تو سراسری چند شده؟ با افتخار میگه 8000 شدم.

یادش بخیر سالهایی که دبیرستان بودیم اون زمان که تو

شهر ما بیشتر از 5 یرستان اونم عادی نبود . تو دبیرستان

 ما در همه رشته های نظری حداقل 30 نفر رتبه زیر 2000

داشتند و 80 درصد رشته دلخواه و دانشگاه دلخواه

را قبول می شدند حالا چی؟افسوس

 

 

یک خاطره در این زمینه:

سال 74 که برای نتایج کنکور به دکه روزنامه فروشی رفته

بودم. یکی ازدوستان ما که تو رشته ریاضی امتحان داده بود

اونجا بود و بشدت گریه می کرد. اول خیال کردم که قبول نشده

 سعی کردم بهش دلداری بدم و بگم تو سال دیگه که فرجه

داری نا امید نشو و بخون دوباره.

 

یکی از بچه ها که اونجا بود گفت : بابا کاش من جای ایشون

 بودم. گفتم: چرا ؟گفت: ایشون رشته مهندسی برق دانشگاه

 امیر کبیر تهران قبول شده و لی ناراحته که چرا تو دانشگاه

صنعتی شریف فلان رشته را نتونسته بیاره.

اون خاطره را مقایسه میکنم با الان که فلان دانش آموز را با

معدل 75/19می بینم میگم کجا قبول شدی . بادی به غبغب

میندازه و میگه رشته معماری دانشگاه آزاد شهرمون. فقط

سری به تاسف تکون میدم و با خودم میگم

چرا بچه های امروز اینقدر اشباع شده اند و انگیزه برای بالاتر

رفتن در اونا نیست؟

 

 

این بحث را در پست بعدی ادامه میدم شما هم با نظراتتون

 به من کمک کنید.لبخند