معلمی ازجنس پاییز

غزلی از خودم
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧
 

بنام خدا

 

 

 

 

سلام

 

غزلی از سروده های خودم تقدیم به شما دوستان نازنینم .

این غزل را 26 فروردین 89 در کلاس درس سرودم

 

((خودم باشم))

 

تو می خواهی که تا هستم گرفتار خودم باشم

و در سوگ غزلهایم عزادار خودم باشم

 

دراین شهری که دلتنگی گرفته آسمانش را

غمم با خویش می گویم که تکرار خودم باشم

 

همیشه شانه های تو پناه غصه هایم بود

گرفتی شانه ات ازمن که سربار خودم باشم

 

برو زیبا خداحافظ ؛ که بعدازرفتنت درخود

شکستم بیصدا شاید؛ که آوار خودم باشم

 

نمی خواهی مرا دیگر ولی باور ندارم من

که باید بعد تو تنها خودم یار خودم باشم