معلمی ازجنس پاییز

سلام برسی و هفتمین پاییز
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳۱
 

بنام خداوند مهربان

 

 

سلام دوستان نازنینم

 

یک سال دیگه گذشت


یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت


یکی میگه یک سال بزرگتر شدم


یکی میگه یک سال پیرتر شدم

 

 


یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم


یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم


یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه

 

 

منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش

واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با

مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که

هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم

؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو

شاد کنم ؟ ...

 


نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می

خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم

 

 خیلی سریعافسوس

 

 

 

فردا وارد سی و هفتمین خزان زندگی ام می شوم. اول مهر یادآور خاطرات بسیار

 

خوبیست برای من . همیشه اینروزها که میاد حس بسیار خوبی دارم . چه زمانی

 

که مدرسه می رفتم و چه زمان دانشگاه و چه حالا که بعنوان یک معلم وارد سنگر

 

تعلیم و تربیت می شوم تا هم بیاموزم و هم بیاموزانم.

 

سرنوشت من از همان روز میلادم با اول مهر پیوند خورده است و بابت این سرنوشت

 

زیبا خدا را شاکر و سپاسگزارم.

 

 

 

دلم میخواد خودم به خودم بگم:

 

 

محمد تولدددددددددددددددددددددت مبارک