معلمی ازجنس پاییز

شک نکن
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 

بنام خدا

 

سلام بر دو ستان خوب و مهربونم

 

بعد مدتها بخوانیدم با سه شعر قدیمی از سروده های خودم

 

((1))

 

دعا کردم که من یار تو باشم

به وقت غصه غمخوار تو باشم

 

کنارت تا زمانی که نفس هست

بمانم و هوادار تو باشم

 

 

((2))

 

چشمان زیبای تو را ساده می کشم

در دست تو جامی پراز باده می کشم

 

گر همسفر با دل بی تاب من شوی

نقش تو را همنفس جاده می کشم

 

((3))

 

تا آخر عمر خود مرا ترک نکن

جزنام مرا به قلب خود حک نکن

 

سوگند به چشمان قشنگت ای خوب

در عشق محمد به خودت شک نکن