معلمی ازجنس پاییز

سفرنامه نوروز-2
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۱
 

 

بنام خدا

 

 

سلام دوستان مهربونم

 

سه شنبه 6 فروردین

 

صبح خیلی زود بعداز خوندن نماز رفتم و حدود یکساعتی تو اون هوای ابری و

دل انگیز دویدم و حسابی حالم جا اومد. بعد یه دوش گرفتم و بساط صبحونه را

آماده کردم و تو سبد گذاشتم برا تو مسیرمون .

حدودای ساعت 8 به سمت شوش دانیال حرکت کردیم .نسیم بسیار خنکی

صورتمون را نوازش می داد. بعد از یکساعت اونجا رسیدیم و تو یک پارک صبحونه

را خوردیم و بعد از مقبره دانیال نبی (ع) دیدن کردیم و حدودای ساعت 10:30

به سمت شهر دزفول رفتیم . فاصله ی بین دوشهر کمتر از نیم ساعت بود.

از یک رهگذر آدرس پارک ساحلی (علی کله) که از نقاط بسیار جذاب و دیدنی

اونجا بود را سوال کردم و اونجا رفتیم خیلی شلوغ بود.

بعد از پرداخت ورودیه گوشه ای ماشین را پارک کردیم و حدود 2 ساعتی در

این پارک زیبا گردش کردیم و خدائیش خیلی حال داد.

حدودای ساعت 13 دزفول را بسمت شهر شوشتر ترک کردیم. فاصله ی بین این

دوشهر هم خیلی زیاد نبود و تو 30 دقیقه اونجا رسیدیم .

تعریف سازه های آبی این شهر یعنی آسیابها و آبشارهاش را خیلی شنیده

بودم .اونجا اونقدر شلوغ بود که جایی برای پارک پیدا نمی شد و به زور تونستم

تو یک پارکینگ عمومی پارک کنم. واقعا زیبا بود آسیابها و آبشارهاش و آدم از

دیدنش حسابی لذت می برد.

ساعتی را اونجا بودیم و از یک مغازه تعدادی کلوچه خرمایی اونجا که خیلی

خوشمزه بود گرفتیم و بعد دوباره به سمت شهر اهواز برگشتیم.

ساعت 15:30 رسیدیم اهواز و تو یک رستوران ناهارمون را خوردیم و برگشتیم

محل اسکانمون و مقداری استراحت کردیم و ساعت 18 با اژانس رفتیم و

پل کابلی بسیار زیبای اهواز را که بزرگترین پل کابلی خاورمیانه است را

دیدیم و مقداری هم پیاده روی کردیم و ساعت 21 برگشتیم. من که دیگه

حوصله ی شام را نداشتم ولی برا همسری پیتزا گرفتم و برگشتیم.

خیلی خسته بودم ولی هرجور بود بیدار موندم و سریال پایتخت را نگاه کردم

و بعد به خوابی عمیق رفتم.

 

ادامه دارد....