معلمی ازجنس پاییز

غروب دهکده
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٩
 

بنام خدا

 

 

سلام دوستان همدل

 

بخوانیدم با یک غزل از سروده های خودم

 

((غروب دهکده))

 

تو از نگاه آینه تو مقصد نگاه من

تویی به وقت گریه ها همیشه تکیه گاه من

 

اگر برای دیدنت چنین شکسته آمدم

مرا ببخش و بگذر از ؛کنار این گناه من

 

قسم به چشمهای تو میان گردباد غم

به غیر گیسوان تو نبوده کس پناه من

 

دوباره حجم کوچه ها پر از نیاز می شود

زناله ی شبانه و ز آه گاهگاه من

 

و در غروب دهکده همیشه گریه می کنم

بیاد شانه های تو که بوده تکیه گاه من