معلمی ازجنس پاییز

شعر و زلزله
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٤
 

بنام خدا

 

 

 

سلااااااااااااااااااام

 

چند شعر جدید از سروده های خودم تقدیم به حادثه دیدگان آذری

 

((1))

 

زلزله روی سرت آوارشد
هم زمین هم آسمان غمدارشد

شانه های خسته ی مادربزرگ
سهم نامردی ی یک دیوارشد

 

((2))

 

دوباره زلزله ؛ دربدریها
جسدهایی به زیر روسریها

خداوندا بده صبر ی دوباره
نثار قلب پاک آذریها

 

((3))

 


با آنکه از حجم غمت کم نمی شود
دارویی بر زخم تو مرهم نمی شود

من مطمئنم بخدا شانه های تو
در زیر این زلزله ها خم نمی شود

 

 

غم مردم برانگیزیست که ما مردم نمی دانیمناراحت