معلمی ازجنس پاییز

 
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٧
 

بنام خدا

 

سلاااااااااااام دوستان . طاعاتتون قبول ایزد باریتعالی

 

کم کم ماه رمضان در حال رفتن است و تو روزهای آخر بیشتر قدر اینروزها را

میفهمی. لحظات خوردن افطاری و سحری خواندن دعا و نیایش و چند روزی که

از این ماه پربرکت گذشت خیلی دلتنگش میشوی. این احساس ممکنه برا شما

هم بوجود آمده باشه.

امیدوارم همگی ما بهره های کافی را از این ماه با ارزش برده باشیم.

 

** به تمام دوستان هم پایه برای ورزش صبحگاهی زنگ زدم که ایشالا از

روز سه شنبه صبح ساعت 6 در پارک والفجر جمع بشند تا بعد یکماه وقفه

ورزش را از سر بگیریم. راستش امسال نایی برام نموند تا قبل از افطار

ورزشم را از طریق تردمیل تو خونه انجام بدم و حس میکنم تنبل شده باشمنیشخند

 

** هرسال ماه رمضان مقداری به وزنم اضافه می شد اما گوش شیطان کر

امسال همون 69 کیلو باقی موندم وفعلا که اضافه نکردم.

 

** دیشب رفتم فیس بوک یهو به سرم زد کاربری خودم را حذف کنم  و بعد

کلی تردید بالاخره اون را حذف کردم. چون هم فرصت من کم بود و نمی شد

هم به امور وبلاگ رسید و هم به فیس بوک. و دیگر اینکه کسی برا نوشته هات

ارزش قایل نیست و همه دوست دارند فقط به نوشته هاشون سر بزنی و لایک

بزنی .

 

** منم همیشه چه در عالم مجازی و چه واقعیت به ارتباط بطور دوسویه نگاه

میکنم اگر کسی برام ارزش قایل بشه براش ارزش قائل خواهم بود و اگر

بخواهد ارتباط یکسویه باشه سریع این ارتباط را قطع میکنم.

شاید این برداشت درستی نباشه ولی اگر کسی برا نوشته هام تو وبلاگ ارزش

قائل بشه متقابلا منم بهش سر خواهم زد و گرنه منم چندان توجهی نخواهم کرد