معلمی ازجنس پاییز

حرف تازه
نویسنده : محمد - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤
 

بنام خدا

 

 http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up9/73412508583690888220.jpg

سلام همراهان همیشگی ام

 

 

حس کسی را دارم که حرفهای زیادی برای گفتن دارد حرفهایی که شاید در تنهایی

خودم هزاران بار مرورش میکنم و هی اونا را در ذهنم ویرایش میکنم ولی همین که

میخواهم به رشته تحریر درآورمشان لال میمانم و ذهنم هنگ می کند.

شاید بخوام از خاطرات گذشته بگم نه خاطرات گذشته ام تعریف چندانی ندارد مانند

همین حال و حتی مانند آینده.

راستش از کلیشه ها خسته ام .روحم سرگردان شده و از این تکرار ها و روزمرگیها

بیزار است. خوبی قدیما این بود که حس میکردم دنبال هدفی می گردم.

اما هم هدفم را گم کرده ام و هم وسیله ی رسیدن به آن را.

 

خستمه و روحم یه دگردیسی میخواد دلم میخواد بنشینم یکی برام حرف بزنه

اما حرفاش کهنه نباشه؛ حرفاش رفع تکلیفی نباشه؛چیزای تکراری نگه.

راستش دنبال یه حرف تازه ام اونم صاف و بدون ابهام.

 

 

*** امروز هوای شهر ما بد جور شرجی بود عصری رفتیم بازار ماهی فروشها

میگوی بوشهر که درشت و تازه بود در بازار فراوان بود ولی مشتری با این قیمتها

نمیتونست کنار بیاد. بوی نامطبوع ماهی و میگو در بازارچه داشت حالم را بهم

میزد سریع 3 کیلو میگو گرفتم وزدم بیرون.

جالب اینه که ماهی و میگو تو شهر شیراز ارزانتر از شهرماستنیشخند

 

*** کم کم فصل دوست داشتنی من از راه داره میرسه ولی حس دوست داشتن

در من نیست . امسال مانند پارسال 9 مدرسه تدریس دارم و برنامه هفتگی ام را

اعلام کردم و از شنبه تا 5شنبه کلاس دارم .خوبیش اینه کلاسهام تا ساعت 2 بیشتر

نیست.

 

*** راستی فراموش کرده بودم به آقا بهنام منصوری نازنین دوست خوبم

در وبلاگ دوشنبه بازار بابت چاپ کتابش تبریک بگم. از صمیم قلب برای این

عزیز دوست داشتنی ام خوشحالم و براش آرزوی موفقیت و چاپ کتابهای بیشتر

را در آینده دارم.