سفرنامه نوروز-2

 

بنام خدا

 

 

سلام دوستان مهربونم

 

سه شنبه 6 فروردین

 

صبح خیلی زود بعداز خوندن نماز رفتم و حدود یکساعتی تو اون هوای ابری و

دل انگیز دویدم و حسابی حالم جا اومد. بعد یه دوش گرفتم و بساط صبحونه را

آماده کردم و تو سبد گذاشتم برا تو مسیرمون .

حدودای ساعت 8 به سمت شوش دانیال حرکت کردیم .نسیم بسیار خنکی

صورتمون را نوازش می داد. بعد از یکساعت اونجا رسیدیم و تو یک پارک صبحونه

را خوردیم و بعد از مقبره دانیال نبی (ع) دیدن کردیم و حدودای ساعت 10:30

به سمت شهر دزفول رفتیم . فاصله ی بین دوشهر کمتر از نیم ساعت بود.

از یک رهگذر آدرس پارک ساحلی (علی کله) که از نقاط بسیار جذاب و دیدنی

اونجا بود را سوال کردم و اونجا رفتیم خیلی شلوغ بود.

بعد از پرداخت ورودیه گوشه ای ماشین را پارک کردیم و حدود 2 ساعتی در

این پارک زیبا گردش کردیم و خدائیش خیلی حال داد.

حدودای ساعت 13 دزفول را بسمت شهر شوشتر ترک کردیم. فاصله ی بین این

دوشهر هم خیلی زیاد نبود و تو 30 دقیقه اونجا رسیدیم .

تعریف سازه های آبی این شهر یعنی آسیابها و آبشارهاش را خیلی شنیده

بودم .اونجا اونقدر شلوغ بود که جایی برای پارک پیدا نمی شد و به زور تونستم

تو یک پارکینگ عمومی پارک کنم. واقعا زیبا بود آسیابها و آبشارهاش و آدم از

دیدنش حسابی لذت می برد.

ساعتی را اونجا بودیم و از یک مغازه تعدادی کلوچه خرمایی اونجا که خیلی

خوشمزه بود گرفتیم و بعد دوباره به سمت شهر اهواز برگشتیم.

ساعت 15:30 رسیدیم اهواز و تو یک رستوران ناهارمون را خوردیم و برگشتیم

محل اسکانمون و مقداری استراحت کردیم و ساعت 18 با اژانس رفتیم و

پل کابلی بسیار زیبای اهواز را که بزرگترین پل کابلی خاورمیانه است را

دیدیم و مقداری هم پیاده روی کردیم و ساعت 21 برگشتیم. من که دیگه

حوصله ی شام را نداشتم ولی برا همسری پیتزا گرفتم و برگشتیم.

خیلی خسته بودم ولی هرجور بود بیدار موندم و سریال پایتخت را نگاه کردم

و بعد به خوابی عمیق رفتم.

 

ادامه دارد....

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baran

امشب در آرزوهایم برایت آرزو میکنم که آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری.

baran

به شهر ما خوش اومدی

هزاران گنج

سلاااااااااااااااام [لبخند][گل]روز آدینه تان بخیر و شادمانی سفرنامه تان مانند همیشه زیباست امیدوارم همواره سبز و بهاری باشید[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]من هم سریال پایتخت رو خیلی خیلی دوست دارم آقامعلم

محسن

سلام شوش دانیال رو خیلی دوست دارم خوش به حالتون که رفتید ممنون از نظر زیباتون

سید مجتبی محسن زاده

درود بی پایان بر شما دوست خوبم با شعرم ((شب رویا)) دعوتید به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم.....

تلخون

[گل][گل][گل]

بهنام منصوری

سلام آقا معلم گل.خوبی؟پس شوشتر به آسیابها و آبشارهاش معروفه.یک اینفورمیشن جدید.[لبخند]دزفول که رفتید سرشیرش هم خوردید؟خوشمزه ترین سرشیر خاورمیانه رو داره.[نیشخند][نیشخند][نیشخند]