همین جوری نوشت

بنام خدا

 

سلام دوستان خوب من

 


 

امروز آخرین کلاسم را هم رفتم و کم کم رفتیم پیشواز تعطیلات. دیروز و امروز

شکر خدا همه ی کارهای بانکیم را انجام دادم تا الان خیالم راحت باشه

هرچند که خیال راحت تو این دوره زمونه وجود ندارهنیشخند

 

دیروز با همسری رفتیم نمایشگاه بهاری تو شهرمون ببینیم چی داره و چی

نداره که ایقدر با آب و تاب در موردش حرف میزنند.

تنها چیزی که تو این نمایشگاه خیلی برجسته بود حضور خودجوش و پرشور

امت تو صف برنج خاطره بود که گاه با لبخندهای تصنعی و گاهی هم یقه گیری

افراد با هم توام میشد.

برنج کیسه ای 38500 تومان که به اندازه 100000تومان آدم تحقیر میشد.

بعضی ها از 10 صبح اومده بودن صف گرفته بودند تا ساعت 4 بعدازظهر

توزیع برنج آغاز بشه.

چرخی زدیم و فقط مقداری لبنیات و  گوشت و آجیل خریدیم واومدیم خونه.

 

قراره از شنبه خانه تکانی را شروع کنیم. و منم حضور پرشوری خواهم داشت

خب بازم خدا را شکر که مدرسه تعطیله و فراغ بال بیشتری دارم

یکشنبه هم باید ماشینم را ببرم معاینه فنی تا در مسافرت دچار مشکل

نشویم .

 

پ.ن1:

حس و حالم عادی عادیه مانند اواخر اسفندماه هر سال دیگه . انتظار بهار

را نمی کشم وقتی پاییزم به یغما رفته است

 

 پ.ن2:

امشب گیسوان مهتاب

دوباره ترانه ی تنهایی سروده اند

و آهنگ سکوت را تکرار کنان

زمزمه می کنند

و میگویند :

......... زمان ٬ زمان رفتن تو نیست !...

/ 6 نظر / 7 بازدید
امیرمحمد(پرویز)

سلام . مهربان محمدم . امیدوارم سال قشنگی بهتر از هر سال انتظارت داشته باشه و تمام خواسته هات بر آورده بشه . فدات بشم [قلب][قلب][گل]

خورشید

شما چقدر خونه تکونی رو دیر دارین شروع میکنین !

آترا

[گل][گل]

تلخون

[گل][گل][گل]

بهنام منصوری

بببه به.[لبخند]آقا معلم عزیز.سال داره نو میشه و من هم میخوام شکلکهامو نو کنم.معنی نداره که همش نیشم باز باشه که.[نیشخند][نیشخند][نیشخند]میخوام اگه خدا بخواد امسال نیشمو ببندم.[نیشخند][نیشخند][نیشخند]نشد دیگه.انشاالله از سال دیگه.[نیشخند]ما که آجیلو تحریم کردیم.[لبخند]مسافرت هم خوش بگذره.

خانم معلم بندری

سلام باورم نمیشه !! شما این همه مدت اینجا می نوشتید و یه ندا ندادید که ... خوش باشید آقا معلم ...