حوزه تصحیح امتحان نهایی

بنام خدا

 

 

سلاااااااااااااااااااام

 

بالا خره سه روز نفسگیر را پشت سر گذاشتم و از حوزه تصحیح فارغ شدم.

از صبح پنج شنبه برای تصحیح درس جغرافیای 2 سال سوم ادبیات به

هنرستان دخترانه هنر رفتم . وقتی سوالات را دیدم واقعا اعصابم بهم

ریخت .همانروز بعد از امتحان چند تا از شاگردام برام زنگ زدند و حسابی

شاکی بودند و حتی یکی از اونها گریه می کرد و می گفت هم درس تاریخ و

هم جغرافیا خیلی سوالات بدی بهشون دادند.

خب وقتی سوالات را دیدم حق را به اونا دادم . شک میکنم که طراح سوال

خودش دبیر جغرافیا بوده .آخه رفته بود یه سوالاتی را داده بود که به عقل

هیچکس نمی رسید. همه ی همکاران هم نظر من را داشتند و بالاخره توافق

کردیم طوری برگه ها را تصحیح کنیم که زیاد شاگردان متضرر نشند.

 

من تو این سه روز حدود 470 برگه را صحیح کردم و اکثرا نمرات زیر 7 بود. اونم

علیرغمی که خیلی دستمون را بالا گرفتیم . همچین اتفاقی خرداد 88 تو درس

جغرافیا افتاده بود و من تو این 3 سال حوزه تصحیح نرفتم و انگار حضور مجدد

من مصادف شد با سوالات سخت.

حتی بعضی همکاران جغرافیا را رها کردند و رفتند چسبیدند  به درس زمین شناسی

بالاخره باید توجه ای به این طرح سوالات بشه و افرادی انتخاب بشند که معیارهای

مختلف را در نظر بگیرند تا بچه ها بیشتر از این ضرر نکنند.

 

امتحان آخر بچه های علوم انسانی درس جامعه شناسی 2 هست و من ابلاغ

تصحیح اون را دارم خدا کنه اون دیگه مثل جغرافیا نشه.

 

 

 

ورزش بیش از اندازه بدجور بدنم را تحلیل برده و حس میکنم بیمار شدم.

هر شب عهد میکنم فردا صبح بیخیال ورزش کردن بشم ولی بعد از نماز

صبح هوایی میشم و میرم کلی می دوم و بر میگردم.

 

 

 

 

 

پ.ن: بعضی دوستان خوبم خواسته بودند براشون تو ایام امتحانات دعا کنم

با موفقیت امتحانات را پایان ببرند منم از خدا میخوام به همه ی اونا توفیق

بده که کامشون شاد بشهمژه

/ 20 نظر / 107 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام منصوری

سلام.خوبی اقا معلم؟ممنون از شما بابت همه چیز.ممنون بابت دعاهای زیباتون.نمیخواستم اعلام کنم.چون هنوز بعضی مسائل روشن نشده.اما به شما میگم.وزارت ارشاد با چاپ کتاب موافقت کرد.منتها یک سنگ بزرگ آسیاب؛جلوی پام انداخت[نیشخند][نیشخند]اون سنگه هم این بود که بهم گفته فقط یک بار میتونم کتابمو چاپ کنم و فقط با تیراژ محدودی که اونها بهم اعلام میکنن.من که بله رو گفتم.اما خوب نمیدونم اون تعداد تیراژی که قراره برای کتابم در نظر بگیرن چه میزانه و اصلأ علت این تصمیم بعد از دوسال سر کار گذاشتن و هزینه هایی که برای رفت و برگشت به وزارت ارشاد متحمل شدم چیه.البته با یکی از فامیلهامون که اون هم انتشاراتی داره دیروز تو مجلس ختم یکی از آشناهامون برخوردم و با هم صحبت کردیم.اون هم بهم گفت تو بگو بشه.اما اگه مثلأ بهت گفتن 1000 تا تو بزن 2000 تا.هر چی دلت خواست چاپ کن.بعد گفت که برای بار دوم که خواست چاپ بشه فقط ندا بده میرم پوستشونو میکنم و برات مجوز تجدید چاپ رو میگیرم.حالا باید ببینم تعطیلات که تموم میشه ناشرم در مورد تیراژ چه رقمی رو بهم میگه.امیدوارم تا جمعه این مسئله هم مشخص بشه.

بهنام منصوری

همینه دیگه آقا معلم.نظراتو اول میخونی و بعد مجوزشو صادر میکنید.من هم فکر میکنم که به شما نگفته ام و مطلب تکراری مینویسم.آلزایمره دیگه.[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

بنفشه

اقا ی معلم من تهرانی نیستم من بچهی شیرازم

مریم

that's not fair at all,poor student.u should complain that.

محسن

سلام خسته نباشید چکار میکنید با امتحانات ؟ امیدوارم سر حال باشید و سلامت ممنونم بابت تبریک تولد امید که بتونم جبران کنم

روحاني - قوچان

سلام معلم عزيز همه فصل ها ! دوست عزيز از اون روز هاي شفاف زمان زيادي گذشته و چقدر خوشحال كننده است كه حد اقل اين دنياي مجازي امكان ارتباط مجدد را فراهم كرده است . - بله محمد رضا را گاهي مي بينم - نوشته ها و غزل هات رو خوندم و از صداقت معلم مآبانه ات لذت بردم . منتظر شعرهاي جديدت مي مانم.

سهیلا مامان درسا جون

سلام آقا معلم روزتون به مبارکی و میمنت انشاالله جدا دلتون اومد طفلی دخترای هنرستانی رو تو این درس بندازین زورتون به دخترای بی گناه رسیده مگه دستم بهتون نرسه (ستاد فمینیستی تووووووووووپ)

مامان نازدونه ها

خسته نباشی از تصحیح باید به همسرتون بگید صبحها در خونه رو قفل نکنه تا هوای ورزش صبحگاهی رو کمی از سرتون بندازه[چشمک]

دبیر جغرافیا

سلام خسته نباشی همکار عزیز خوشبحال شما که ورزش کارید [گل][گل][گل]