سرنوشت زرد

بنام خدا

 

l8232_.jpg 

 

سلام و درود بر دوستان عزیزم

 

بخوانیدم با چند دوبیتی قدیمی از سروده های خودم

 

 

(1)

 

دوتایی زاده یک درد بودیم

اسیر سرنوشتی زرد بودیم

ولی با سر بلندی می نویسم

به روز حادثه ما مرد بودیم

 

(2)

 

 

هوای سینه ام آشفته حالیست

 

وبی تو زنده ماندن احتمالیست

 

تقاضا می کنم من را ببخشی

 

اگر دستان من اینگونه خالیست

 

(3)

 

 

بی تو با هر واژه ای بیگانه ام

 

عاشقم ؛دلخسته ام؛ دیوانه ام

 

بعداز آن روزی که رفتی بی خبر

 

بوی دلتنگی گرفته خانه ام

 

 

 

(4)

 

 

غرور چشمهایت دیدنی بود

 

شکوفه بر لبانت چیدنی بود

 

به هنگام تبسم گونه هایت

 

برایم تازه و بوسیدنی بود

 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
خورشید

[گل]

مریم

همشون قشنگ بودن ممنونننننننن

بهنام منضوری

سلام آقا معلم.خیلی ممنون به خاطر لطفی که داشتید و تولدمو تبریک گفتید.امید که به همه چیز برسید.رباعی اولتون انصافأ شاهکار بود.خیلی اولی به دل من نشست.بقیشون خوب بودند.اما واقعأ اولی یک چیز دیگه بود.ممنون.

شیما

سلام استاد من از دوستان قدیمم خوشحال شدم دوباره وب شما رو زیارت کردم بازم اشعارتون مثل فدیما زیباست [گل][گل][گل][لبخند]

مامان نازدونه ها

انتخاب اینکه کدوم دوبیتی رو بیشتر دوست داشتم سخته چون همشون زیبایی خاصی داشتند[لبخند]

آترا

سلام آقا معلم..واقعا عای بودد..احسنت احسنت...[لبخند]

ندا

[گل] موفق باشین

همیشه زیبا می نویسید.[گل]