امروزمن

بنام خدا

 

سلااااااااااااام

 

دیشب تا ساعت 2 بیدارموندم و برنامه نود را تماشا کردم . چون دیروز عصر را

نخوابیده بودم نتونستم در مقابل خواب مقاومت کنم علی الخصوص که امروز هم

دوشیفت بودم .ساعت موبایلم را روی 5:15 صبح تنظیم کردم ویه کم خوابیدم

با صدای زنگ بلندشدم دیدم هنوز خوابم میاد شیطون داشت وسوسه ام می کرد

تا بازم بخوابم ولی رفتم لباس ورزش را پوشیدم و رفتم 8 کیلومتر بیرون دویدم

هوا بی نهایت عالی بود و حسابی حالم جا اومد.

خونه که اومدم نماز خوندم و دوشی گرفتم وتدارک صبحانه تپل را دادم

بعد صرف صبحانه رفتم دنبال یکی از همکارام آخه امروز نوبت من بود ماشین

ببرم رفتم و اونو سوار کردم و رفتیم مدرسه وقتی رسیدیم که بچه ها داشتند

می رفتند کلاس. تو دفتر خوش وبشی کردیم وبعدش رفتم کلاس

دوساعت اول با سوم ادبیات دوساعت وسط با دوم ادبیات و دو ساعت آخر با

بچه های پیش دانشگاهی (چهارم) کلاس داشتم.

روز خوبی بود ساعت 12:20 برگشتیم خونه و همکارم را رسوندم و رفتم دبیرستان

البرز چون عصر اونجا کلاس داشتم .

دوساعت اول رفتم کلاس دوم ریاضی الف و ابتدا جغرافیا را ازشون کوئیز گرفتم

و بعد برگه های درس آمارو مدلسازی  نوبت اول را برای احیانا اعتراضشون

بهشون دادم و اکثرا رو سوال نمودار دایره ای و مستطیلی اعتراض داشتند

خدا میدونه چه کشیدم تا تونستم بهشون بفهمونم که اشتباه حل کردند

ساعت 2:30 از مدرسه زدم بیرون و رفتم بازار چند تا خرید را که همسری سفارش

داده بود انجام دادم و رفتم خونه.

دیدم همسری بیچاره ناهار نخورده و منتظرم مونده .الحق دستپختش محشره

کباب را زدیم تو رگ و چون عصر مهمان داشتیم کمی بهش کمک کردم و دوباره

برگشتم مدرسه البرز چون دوساعت آخر با دوم ریاضی ب کلاس داشتم

اونا هم برگه درس آمار را نگاه کردند و اعتراضشون را گفتند و نهایتا نمرات

پایانی و مستمر هم درس جغرافیای عمومی و استان و هم آمار و مدلسازی را

برای تحویل به دفتر آماده کردم به بچه ها بین 0/25تا0/5 کمک کردم

بخشش منو ببینیدنیشخند

پایان کلاس برگشتم خونه تو مسیر نم نم بارون شیشه ماشینم را نوازش میداد

و من هم داشتم آهنگهای علیرضا روزگار را گوش می دادم و حال می کردم

خونه رسیدم با مهمانها خوش و بشی و اختلاطی کردیم و علیرغم اصرار من برای

موندن برای شام گفتند باید بریم اونا را با ماشینم رسوندم و همسری را گذاشتم

خونه پدرش و اومدم خونه و بساط آشپزی را برای فردا ناهار آماده کردم و اومدم نت

آخه چهارشنبه ها ناهار را من طبخ میکنمخوشمزه

 

 

راستی بفرمایید شاممژه

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Miss Anonymous

البرزه کجا؟؟

Miss Anonymous

دقیقنچی درس میدین؟!! ادبیات؟ آمار؟ جغرافی؟!

ّپرند (بچه های سخاوت)

[قلب][خجالت][چشمک][خنده][تایید]ممنون از این که بما سر زدیید باز هم بیا خوش حال می شیم[ماچ]

ندا

دربی رو بردیم هورااااااااااااااااااااااااااااااا[هورا]

مامان نازدونه ها

سلام خوبی؟ اسم وبت رو تو لینکدونی یکی از دوستان دیدم که اپ داشتی وب قبلبیت رو بستیش ؟ اخه سر زدم بسته بود

باد مهربون

می بینم کگه بفرمایید شام نگاه میگنی اقا بفرمایید شام خانم بفرمایید شام خیلی بامزه است خیلی هم نکات ریز خانه داریو مهمانداری توشه دقت کردی شما

لیلی سا

شما هم دست پختتون به خوبی همسرتون می شه؟![نیشخند][نیشخند]فکر نکنم...درسته؟![زبان]